وبلاگ های مهدوی
فردا به شهر نور می آیی
حجّت آخرین در کلام امام اوّلین
گزارش تصویری:
خواهرم حال امشب مرا بهتر از هر قلمی نوشته است...همین امشب که از زمین و زمان بیزارم.. همین امشب که زیر گونه های گر گرفته ام نام تو آتش گرفته بود؛
[مي شود آيا در سحري پاييزي، از کوچه ي چشمهاي باراني و دل ِ به خون نشسته ي من هم گذري کني؟!]
پ.ن: این خواهرم خیلی برایم عزیز است. از هر عزیزی عزیزتر... با اینکه مادرم دختری جز من ندارد، من خواهری دارم که می توانم به او تکیه کنم. حتی اگر ماه ها نبینمش، به بودنش دلم قرص است. برای جانش، روحش، علمش، قلمش... از جدّ بزرگوارش التماس دعای خیر دارم.