وبلاگ های مهدوی
فردا به شهر نور می آیی
حجّت آخرین در کلام امام اوّلین
گزارش تصویری:
وای که عجب غمی دل بشر را می جوشاند! ناله های مادر را می گویم. مادر عشق، مادر تشیّع، مادر نبوّت، مادر خلقت، همسر ولایت و بهانه ی خلقت. نگاهی 1417 ساله به آن سوی تاریخ نشانمان می دهد که چطور فاطمه بر فراز آن صخره های آذرین نشسته است. می بینیم که چگونه او را به سایه نخل های بیرون از مدینه رانده اند. این صخره های کبود بیت الاحزان عجب سیلی دردآوری از تاریخ خورده است و هنوز هم ضربه می خورد. خورشید در ایّام فاطمیه با چشمانی پر خون سر از دریای اشک بر می آورد؛ فریاد مظلومیت های مادرمان را از چهار رکن گیتی بغض می کند و در گلوی فرزندان او می ریزد.
گمان مبریم که بیت الاحزان جایی در مدینه بود و بعد از چندی در ذهن کند تاریخ مدفون شد. نه! بیت الاحزان میلیون ها فریاد است که به گستره تاریخ پیش می رود. بیت الاحزان بازتاب آینه ولایت است که در مدینه فقط آن را شکستند و بس؛ اما هر قطعه شکسته ی آن در تاریخ به آینه ی دیگری بدل شد و چون آن را شکستند به چندین آینه دیگر...
و اینک بیت الاحزان فاطمه زهرا سلام الله علیها تجسّم عینی اولین اعتراض در حیات سیاسی شیعه است. بیت الاحزان قطره خونی است که از آن اقیانوس ها جوشیده و سیل ها خروشیده است. بیت الاحزان روح تازیانه خورده ای است که مُهر کبودی بر مِهر او نشانده و محسن او را به دایگان آسمانی سپرده اند.
و امروز... نباید بیت الاحزان را تنها در مدینه جست، که اکنون تورم این بازوی تازیانه خورده تمام دنیای زرد و سرخ و سفید را به خود متوجه کرده است.
و امشب...
امشب این خانه بی فاطمه کجا به خانه شباهت دارد؟! و این علی بی فاطمه کجا به سردار مظفّر خیبر و خندق!
همین امشب و پیش از آنکه شمشیر زهر و کینه ابن ملجم با فرق قرآن ناطق علی علیه السّلام استخاره کند، شمشیر غربت زهرا شقّ القمر کرده و علی از دنیا دل گرفت و چیزی نماند که علی را به تخته بند خاکی تنش وصله کند.
و گویا یتیمان فاطمه هم می دانند، رفتن مادر سر آغاز بیدادی است که بر آل الله می رود و این چنین بر پیکر زهرا می گریند.
و از دل سادات و محبّان شان هم فقط خدا خبر دارد...
خدایا از کرامت علی (ع) در چشم زهرا (س) و از حرمت فاطمه (س) در چشم علی (ع) قطره ای بر زندگی شیعیانشان ببخش! خدایا امشب به حق فاطمه در فرج آخرین یادگار فاطمه تعجیل بفرما! آمین یا ربّ العالمین