این کوچه سرزمین طوی من است که
نام شما بر آن خورد
به رسم میعادگاه عشق!
هر چند پیچک روی دیوارهایش از آبیاری
و صبر سالها آنقدر قد کشیده است
که عهد اشک و انتظار را برای برگهای
جوانش معنا کند…
اما! امان از روزهایی که چله های دعای
عهد تمام و چشم ها به ابتدای
این کوچه خشک می شود و نمی آیی...
امان از دلی که واژه صبر هم در
اندوه نیامدنت برایش بی صبری میکند!
و او هر صبح جمعه پر از تمنای عطر ریحانه
سینی اسپند به دست،
راهی کوچه می شود و
ندبه کنان پا به زمین میکوید:
دستم به دامنت خدایا
این مسافر ما دیر کرده...
او را برسان!



جمعه ۱۸ فروردین ۱۳۸۵ ؛۱۲:۱۲

مقام راس الحسین.jpg

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی....آن شب قدر که این تازه براتم دادند
نمی دانم برات این چند روز کی و با دست چه کسی امضاء شد !
در شب قدر که در گوشه تنهایی دل در سفینه ی "بک یا الله" نشانده بودیم
یا در عرفه ای که عرفات دلمان حسین علیه السلام را به شفاعت فراخوانده بود.
نمی دانم انگشت اشارت کدامین ستاره افلاکی بود که بر تمنای دلمان مهر تایید زد!
هر چه بود آن قدر خدا توفیق کف دستانمان گذاشت تا چند شبی را در کنار گنبد و بارگاه ام المصائب؛ عمه جانش زینب برای فرجش دعا کنیم.
آن قدر عزت به ما بخشید که جمعه ای را در خرابه شام سر به ضریح دردانه حسین بچسبانیم و دستانمان در پس دستان او به قد قامت بایستند و در فراق منتقم خون بابایش ناله سر دهند که
الی متی احارفیک یا مولا
امروز...
یابن الحسن! آجرک الله بمصیبة ابیک
حزن شهادت امام حسن عسگری علیه السلام و یاد سامرای فرو ریخته هوای این جمعه را سنگین تر کرده
و فردا ...
سالگرد تاجگذاری ولایت امام العصر و الزمان روحی فداه در راه است.
الهی که دستانمان نلرزد و فردا را صادقانه با مولایمان تجدید بیعت کنیم!