وبلاگ های مهدوی
فردا به شهر نور می آیی
حجّت آخرین در کلام امام اوّلین
گزارش تصویری:

انگار کسی روی منبر نشسته و در محفل دل خطبه فراق می خواند؛
چشم های دل به منبر سفید می شود اما، زورق شعرهای او به ساحل نمی رسد.
سر به دیوار قفس می کوبد، گوشه لب به دندان می گیرد ؛
اما خطیب همچنان به دل دیوانه ای که سنگ فراق کارش را ساخته، سنگ دیگری می زند!
شعرهایش آنچنان از موزونی محبوب به بی وزنی افتاده اند که گریه می کنند؛
خیال برم می دارد پشت قلم شاعرشان زیر این بار شکسته باشد ؛
هنوز شعری پایان نگرفته، شعر دیگرش بهانه می گیرد.
قافیه هایش یوسف دل را از چاه بیرون می کشند و
هنوز به عزیز مصر ِ جان نرسیده با ردیف های عجولش بر می گرداند،
دل خسته از این دور باطل!
از این مثنوی بی انتها!
از این تظاهر به ایستادگی!
و این روزهای خالی از استجابت!
دوباره از نو
عزیز علیّ ان ابکیک و یخذلک الوری...