وبلاگ های مهدوی
فردا به شهر نور می آیی
حجّت آخرین در کلام امام اوّلین
گزارش تصویری:

"یابن سعد ایقتل ابو عبدالله و انت تنظر الیه ؟"
ابن سعد گریه میکنی؟!
تف به اشکهای نحست بیاید که اگر تا قیامت هم بباری کم است.
مدینه کدام سمت است؟ کربلا کجای نقشه هاست، رو به کدام سمت کند!
"یا ایها الرسول هذا حسینک"
این کشته فتاده به هامون حسین توست.
مگر می شود مزد رسالت رسول، ذبح جگرگوشه اش باشد؟!
نه گمان نمیکنم
انسانهایی اینچنین سارق نام بندگی!
آنچنان دزد که اسبی دوان دوان فریاد کند
"الظلیمه، الظلیمه من امة قتلت ابن بنت نبیها"
وای به امتی که کشتند پسر دختر پیغمبرشان را
و تف کند آدمیت را بر صورتهایشان.
ننگ به نامشان که مثال نقض آدمیت بودند!
مگر می شود گودال باشی و طلوع آفتاب از عمق تو باشد؟!
گودال هم این چنین بلند!
نه گمان نمی کنم
حتما آن گودال قتلگاه هم قلّه شکسته ای بود که زینب فاتحانه روی آن ایستاد
تا خدا را مژده ی پیروزی در معامله دهد.
مگر می شود در اضطرار بود و پرچم پیروزی به اهتزاز در آورد؟!
" سلامٌ عَلی قَلبِ زینبِ الصّبور "
اینهمه صبوری در از دست دادن برادر که نه در تحمل این نامردمان؟!
مگر می شود مهریه زهرا آب باشد و عزیزانش در عطش تفسیر عین شوند در "کهیعص"!
اینها چطور دست و پای کائنات را بستند که از همان روز خنجرها، طشت ها و خار بیابان ها رو سیاه طفل های سه ساله شدند.
از آن روز شمع ها از خجالت شام غریبانِ رقیه در آب شدن تعجیل می کنند.
این چه تاریخی ست
تاریخی پیچیده در این سان تناقض ؟!
باورم نمی شود
سر روحم گیج می رود
مگر می شود؟!
" این الطالب بدم المقتول بکربلاء؟ "
کدام عاشورا می آیی؟
سوالهای شام غریبانمان بی جواب مانده!
مولا! مسئلةٌ …