این کوچه سرزمین طوی من است که
نام شما بر آن خورد
به رسم میعادگاه عشق!
هر چند پیچک روی دیوارهایش از آبیاری
و صبر سالها آنقدر قد کشیده است
که عهد اشک و انتظار را برای برگهای
جوانش معنا کند…
اما! امان از روزهایی که چله های دعای
عهد تمام و چشم ها به ابتدای
این کوچه خشک می شود و نمی آیی...
امان از دلی که واژه صبر هم در
اندوه نیامدنت برایش بی صبری میکند!
و او هر صبح جمعه پر از تمنای عطر ریحانه
سینی اسپند به دست،
راهی کوچه می شود و
ندبه کنان پا به زمین میکوید:
دستم به دامنت خدایا
این مسافر ما دیر کرده...
او را برسان!



پنجشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۴ ؛۱۴:۲۰

غدیر.JPG

آمده بود تا چاه "قالو بلی" فرزند آدم در روز الست در کوچه پس کوچه های کویری دنیا نخشکد،
آمده بود تا معلم معرفت و بندگی شود
آمده بود تا استعدادهای درخشان ابوذر و سلمان در جاهلیّت مدرسه عادی دنیا به بیراهه نرود و نمیرد.
هم او؛
امروز انگشت اشارتش را به سویی دیگر دارد
امروز لبخند نبوّت محمّدی را به اقتدار ولایت حیدری گره می زند و بانگ بر می آورد
شما تنها جماعتی هستید که هر که با شما شود، رسوا نخواهد شد.
دلِ از حراء آمده اش فریاد می کند
ای امت محمد!
این علی صراط مستقیم است
این علی قرآن است
از او بپرسید که چند پیامبر تا بالا رفتن از دست آخرین نبی راه بوده است ؟!
از دل او بپرسید چند رکعت تا خدا فاصله است !
او به شما خواهد گفت که تا ولایت با کفایت آخرین وصی چند برکه راه در پیش است...
از دست اشارت علی پرنده پرنده امید به آسمان رفت.
یا محمد ببین!
خورشید رضایت خدا در آسمان طلوع کرد...


پ.ن: عید سعید ولایت بر خدای علی و بر همه آنها که منتظر عیدی گرفتن از مخزن سیّدانه آقازاده منتظَرش هستند،
مبارک باد!