وبلاگ های مهدوی
فردا به شهر نور می آیی
حجّت آخرین در کلام امام اوّلین
گزارش تصویری:
جز خدا هیچکس نمی دانست که جهیزیه قلب پاکش چیست که طلب مهریه ای این چنین بزرگ می کند !
آسمان ها و زمین را مهریه اش کردند، رضا نمی شد...
ندا آمد؛ فاطمه! تو عزیز خدایی
بگو چه می خواهی؟ برای تو چون و چرایی نیست،
و او شفاعت یک امت را نحله خواست،
صدای هلهله و مبارک باد فرشتگان در عرش پیچید.
خدا خوشحال بود،
رسولش می خندید،
و زمین بی خبر از مُهر صادره از آسمان عروس و دامادش به خود مغرور !
تپش های قلب زهرا "یا علی" شد،
درِبهشت همصدا با قلب اولین میهمانش، بانگ یا علی به خود گرفت
و از همان شب علی دست به کار مهریه ی عندالمطالبه زهرا
علی شفیع شد و خدا سمیع
و پیوندشان ریشه های درختی شد که بر شاخه هایش درّ و مروارید رویید
و تو شدی درّ یکی یکدانه این درخت
دردانه اش...