وبلاگ های مهدوی
فردا به شهر نور می آیی
حجّت آخرین در کلام امام اوّلین
گزارش تصویری:
هدیه پدرم آدم؛
کوچه ای به رسم چشم روشنی جمعه میلادم
ویرانکده ای تاریک و خاموش و گهگاه با روزنه ای به باغ روشنایی ها
پشت این کوچه ستبر گلین آسمان آبی است و زمین سبز...
اما اینجا تیرگی است و خشکی؛ واماندگی است و نابسامانی؛
;رنج است و حرمان؛ غیبت است و هجران؛
آنجا غربت سیدانه هاشمی
اینجا حزن دلتنگی عطر ریحانه
پس بیا
بیا و قفل گران از این فرسوده در هجران بگشا
تا مرا نشانی باشد در پرواز ؛
پاسخی باشد به سروش مینوی؛
و جرٲتی در جستجوی خداوندگار باغ!
پ.ن:آقای سید مهدی هاشمی سلام
هر چند سلام و خداحافظی برای روح های گره خورده معنایی ندارد
اما حالا که کمترین و بیشترین ادعایم عاشقی ست اگر می بینی که برایت می نویسم حکایت آن است که روح به ناچار برای وجود یافتن در این دنیا لباس جسم می پوشد و احساس جامه واژه!
می خواهم از تو، برای تو بنویسم
نامه پی نامه
که خرم آن راهی که پایانش تویی...